مقاله چخوف
داستانهای نازخاتون
چخوف بزرگترین طنز پرداز قله جهان
آنتوان چخوف، نویسنده و نمایشنامه نویس برجسته روس، در دورانی پرآشوب از تاریخ روسیه، یعنی دوران حکومت تزاری، ظهور کرد. او با بهره گیری از طنز و هجو، به نقد بیرحمانه جامعه، به ویژه اشراف و نابرابریهای طبقاتی پرداخت. چخوف با الهام از ولتر و با زبانی گزنده، فساد و بیکفایتی حاکمان را به تصویر کشید و به بیداری افکار عمومی و شکلگیری انتقاد اجتماعی در روسیه کمک کرد. این مقاله به بررسی نقش و اهمیت طنز و هجو در آثار چخوف، تأثیر او از ولتر و سایر طنزپردازان برجسته، و همچنین تاثیرگذاری او بر جامعه روسیه میپردازد.
آنتوان پاولوویچ چخوف (۱۸۶۰-۱۹۰۴) در دورانی به نویسندگی پرداخت که روسیه تزاری با مشکلات عدیده اجتماعی، اقتصادی و سیاسی دست و پنجه نرم میکرد. فقر، نابرابریهای طبقاتی، فساد اداری و بیکفایتی حاکمان، چهرهای ناخوشایند از جامعه روسیه به نمایش گذاشته بود. در چنین بستری، چخوف با قلمی توانا و زبانی طنزآمیز، به نقد این معضلات پرداخت و با افشای ریاکاری و تزویر اشراف و صاحبان قدرت، به بیداری افکار عمومی کمک کرد.چخوف در آثار خود از سنت طنز و هجو که در ادبیات جهان ریشه داشت، بهره برد. او با الهام از نویسندگانی چون مولیر در فرانسه و عبید زاکانی در ایران، از طنز به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی استفاده کرد. مولیر، نمایشنامهنویس برجسته فرانسوی، با خلق شخصیتهای کمیک و موقعیتهای خندهدار، به نقد ریاکاری و تظاهر در طبقه اشراف میپرداخت.
گاهی چخوف و ولتر را با شخصیت والایی ادبیات《عبید زاکانی》 شاعر و طنزپرداز ایرانی مقایسه می کنند.او نیز با زبانی گزنده و هجوآمیز خود به نقد فساد و بیعدالتی در جامعه آن زمان میپرداخت.
چخوف نیز با تأثیرپذیری از این سنت، از طنز به عنوان سلاحی برای مبارزه با جهل و بیعدالتی استفاده کرد.جا دارد که از مهمترین شخصیت دیگری نام برد که تأثیر شگفتی بر چخوف داشت او کسی نیست جز ولتر فیلسوف و نویسنده روشنگر فرانسوی. ولتر با انتقاد از مذهب، حکومت و سنتهای خرافی، به ترویج عقلانیت و آزادی اندیشه پرداخت. او در آثار خود، از جمله داستان کاندید، به هجو خوش بینیهای بی مورد فیلسوفان و دولتمردان زمانه میپرداخت.چخوف نیز با تاثیر پذیری از ولتر، به نقد خرافات، جهل و بیکفایتی حاکمان پرداخت و با به تصویر کشیدن چهره واقعی اشراف و صاحبان قدرت، به روشنگری جامعه روسیه کمک بسیاری کرد.
طنز چخوف دارای ویژگیهای خاصی است که آن را از سایر طنزپردازان متمایز میکند. از جمله این ویژگیها میتوان به مواردی اشاره کرد ..سادگی و روانی زبان داستانی چخوف که بدور از پیچیدگیهای زبانی است باعث میشود که آثار او برای عموم مردم قابل فهم باشد. او از واقع گرایی در آثار خود بهره فراوان می برد و به کمک آن واقعیتهای تلخ جامعه را با طنز در می آمیزد و کاملا از آرمانگرایی و تخیلپردازی پرهیز میکند. او با نشان دادن ماهیت حقیقی طبقات مرفه و فرادست جامعه روسیه تزاری ،نقاب از چهره اشراف و صاحبان قدرت بر می دارد و به افشای ریاکاری های آنان میپردازد.ویژگی دیگر داستانهای چخوف که معمولاً کوتاه و مختصر هستند خودداری از حاشیه پردازی است.برای این منظور او به سرعت وارد اصل مطلب میشود و با استفاده از دیالوگهای کوتاه و مؤثر، داستان خود را پیش میبرد.گاهی داستانهایش دارای پیرنگ ضعیف و یا بطور کل فاقد پیرنگ هستند مثل داستان 《بی عرضه》که بیشتر شبیه به قطعاتی از زندگی واقعی به نظر میرسند.
طنز چخوف معمولاً زیر پوستی است و به طور مستقیم به نقد افراد و نهادها نمیپردازد اما با به تصویر کشیدن موقعیتهای کمیک و رفتارهای احمقانه، به طور غیرمستقیم به نقد طبقات بالای جامعه و حاکمانش می پردازد.
آثار او دارای مضامین متعددی است که از جمله آنها میتوان به مواردی چون به سخره گرفتن اشراف،مبارزه با نا برابریهای طبقاتی، نقد جهل و مبارزه با خرافات، ترویج عقلانیت و علمگرایی اشاره کرد.هدف او چیزی بالاتر از جنبه خنده دار بودن داستان بود و پیوسته می کوشید تا به بیداری افکار عمومی کمک نماید و زمینه رشد اجتماعی مردم فرو دست جامعه را فراهم کند.
تأکید بر اهمیت آزادی اندیشه و بیان و البته مبارزه با سانسور و سرکوب که همانا به نوعی ترویج دموکراسی و حقوق بشر محسوب میشود آثار او را برجسته میکند.
تأثیر بسزای اندیشههای آزادیخواهانه و عدالتخواهانه او که بعدها به شکلگیری جنبشهای اعتراضی در روسیه کمک کرد البته انکار ناپذیر است. طنز چخوف نه تنها باعث خنده و تفریح میشد، بلکه به مردم روسیه قدرت تفکر انتقادی و در پیش گرفتن لحنی اعتراضی می بخشید.اکثریت حقیقی مخاطبان او رفته رفته پی بردن که اتفاقا اشراف حتما نباید قابل احترام باشند حتی شاید ضریب هوشی پایینی هم داشته باشند.همین موارد به مردم جرأت داد تا نظام پیشین حکومت روسیه را تغییر دهند.
بطور کلی بهرهگیری از شیوه طنز و هجو، و نقد بیرحمانه قدرت حاکم سلاحی بود برای مبارزه با جهل، بیعدالتی و استبداد، و میراث او همچنان الهامبخش نویسندگان و فعالان اجتماعی در سراسر جهان است.
از موضوعات مهم در آثار چخوف :
تنهایی و انزوا : بسیاری از شخصیتهای چخوف از تنهایی و انزوا رنج میبرند. آنها در برقراری ارتباط با دیگران مشکل دارند و اغلب احساس میکنند که درک نمیشوند.
پوچی و بیهدفی : برخی از شخصیتهای چخوف احساس میکنند که زندگیشان بیمعنا و بیهدف است. آنها در جستجوی معنا و هدف در زندگی هستند، اما اغلب به نتیجهای نمیرسند.
ناکامی در عشق : عشق در آثار چخوف اغلب با ناکامی و شکست همراه است. شخصیتها در یافتن عشق واقعی و پایدار با مشکل مواجه میشوند و اغلب به روابط سطحی و بیمعنی تن میدهند.
زوال ارزشهای اخلاقی : چخوف در آثار خود به زوال ارزشهای اخلاقی در جامعه روسیه در اواخر قرن نوزدهم اشاره میکند. او نشان میدهد که چگونه ثروتاندوزی و تجملگرایی جایگزین ارزشهای معنوی و انسانی شدهاند.
تغییرات اجتماعی و سیاسی : چخوف در آثار خود به تغییرات اجتماعی و سیاسی در روسیه در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم اشاره میکند. او نشان میدهد که چگونه این تغییرات بر زندگی مردم عادی تاثیر میگذارند.
نمایشنامهها و شهرت جهانی:
در اواخر دهه ۱۸۹۰، چخوف به نمایشنامهنویسی روی آورد و چهار نمایشنامه بزرگ خود را نوشت .
نمایشنامهها که اغلب به عنوان نمونههای برجسته رئالیسم دراماتیک شناخته میشوند، با استقبال گستردهای روبرو شدند و شهرت جهانی را برای چخوف به ارمغان آوردند.
نمایشنامههای چخوف با تمرکز بر روابط پیچیده انسانی، ناکامیها و آرزوهای برآورده نشده، و فضای مالیخولیایی و غمانگیز، تفاوت چشمگیری با نمایشنامههای مرسوم آن دوران داشتند. او با استفاده از تکنیکهایی مانند گفتگوهای غیرمستقیم، سکوتهای معنادار، و استفاده از نمادها، به عمق روانشناختی شخصیتها و پیچیدگیهای روابط انسانی می پرداخت.
آنتون چخوف در ۲۹ ژانویه ۱۸۶۰ در شهر تاگانروگ، واقع در جنوب روسیه، به دنیا آمد. او سومین فرزند از شش فرزند پاول یگوروویچ چخوف، یک مغازهدار سختگیر و متعصب، و یوگنی یاکوولونا موروزوا، زنی مهربان و دلسوز، بود. دوران کودکی چخوف تحت تاثیر شرایط مالی نامساعد خانواده و سختگیریهای پدرش سپری شد. او از کودکی در مغازه پدرش کار میکرد و در مراسمهای کلیسا به عنوان خواننده گروه همسرایان شرکت میکرد. این تجربیات بعدها در آثارش بازتاب یافتند و به او در درک عمیقتر طبقات مختلف جامعه کمک کردند.
در سال ۱۸۷۶، پاول یگوروویچ به دلیل بدهیهای سنگین ورشکست شد و به همراه خانواده به مسکو گریخت. آنتون که برای اتمام تحصیلات در تاگانروگ باقی مانده بود، برای تامین مخارج خود به تدریس خصوصی و فروش وسایل خانه روی آورد. این دوران سخت و مسئولیتپذیری زودهنگام، او را آبدیده کرد و به او آموخت که قدردان ارزشهای انسانی باشد.
در سال ۱۸۷۹، چخوف وارد دانشکده پزشکی دانشگاه مسکو شد و در سال ۱۸۸۴ با مدرک پزشکی فارغالتحصیل شد. در دوران دانشجویی، او برای تامین مخارج خود و کمک به خانواده، شروع به نوشتن داستانهای کوتاه طنزآمیز و مقالات فکاهی برای مجلات مختلف کرد. او در ابتدا با نامهای مستعار “آنتوشا چخونته” و “مرد بدون طحال” مینوشت و به تدریج به عنوان یک نویسنده جوان و با استعداد شناخته شد.
اگرچه چخوف به عنوان پزشک فعالیت میکرد، اما علاقه و استعداد اصلی او در نویسندگی بود. او به تدریج از نوشتن داستانهای طنزآمیز صرف فراتر رفت و به خلق آثاری با عمق و معنای بیشتر روی آورد.
آنتون چخوف یکی از تاثیرگذارترین نویسندگان تاریخ ادبیات است. آثار او به زبانهای مختلف ترجمه شدهاند و در سراسر جهان مورد تحسین قرار گرفتهاند. او به عنوان استاد داستان کوتاه و نمایشنامهنویسی شناخته میشود و تاثیر بسزایی بر نسلهای بعدی نویسندگان و هنرمندان داشته است.
تاثیر چخوف را میتوان در آثار نویسندگانی مانند ارنست همینگوی، ریموند کارور، تنسی ویلیامز، آرتور میلر و بسیاری دیگر مشاهده کرد. او به عنوان یک نویسنده پیشگام و نوآور، دریچهای نو به زندگی روزمره، آرزوها و ناکامیهای انسانها گشود و با آثار خود، به درک عمیقتری از پیچیدگیهای روابط انسانی کمک کرد.
چخوف از سال ۱۸۸۴ به بیماری سل مبتلا بود. با این حال، او به نوشتن و فعالیتهای اجتماعی خود ادامه داد. در سال ۱۸۹۲، او یک ملک در روستای ملیخوو خرید و به عنوان پزشک به مداوای دهقانان پرداخت. او همچنین در ساخت مدارس و بیمارستانها در منطقه کمک کرد.
در سال ۱۹۰۱، چخوف با اولگا کنیپر، هنرپیشه مشهور تئاتر هنری مسکو، ازدواج کرد. با این حال، بیماری سل او به تدریج وخیمتر شد و در ۱۵ ژوئیه ۱۹۰۴ در سن ۴۴ سالگی در شهر بادنوایلر آلمان درگذشت.
آثار مهم آنتوان چخوف :
داستانهای کوتاه :
استپ (۱۸۸۸)
نوردی شماره ۶ (۱۸۹۲)
دوئل (۱۸۹۱)
خانمی با سگ ملوس (۱۸۹۹)
ایونیچ (۱۸۹۸)
همسر (۱۸۹۵)
اتاق شماره ۶ (۱۸۹۲)
دانشجو (۱۸۹۴)
دره (۱۸۹۷)
کشیش (۱۸۸۶)
عروسی (۱۸۸۶)
نمایشنامهها :
مرغ دریایی (۱۸۹۶)
دایی وانیا (۱۸۹۷)
سه خواهر (۱۹۰۱)
باغ آلبالو (۱۹۰۴)
گرد آورنده : پرستو عبدالهیان ( مهاجر)