
قصه کوتاه دلقک سیرک
قصه کوتاه دلقک سیرک داستانهای نازخاتون دلقک سیرک ! یکی بود ، یکی نبود ، غیرازخدا هیچکس
قصه کوتاه دلقک سیرک داستانهای نازخاتون دلقک سیرک ! یکی بود ، یکی نبود ، غیرازخدا هیچکس
قصه کوتاه امیلی و گربه شیکمو داستانهای نازخاتون امیلی و گربه شیکمو ! یکی بود ، یکی نبود، غیرازخدا
قصه کوتاه درخت سیب داستانهای نازخاتون درخت سیب ! یکی بود، یکی نبود ، غیرازخدا هیچکس نبود روزی روزگاریدریک
داستان کوتاه ازدواج اجباری داستانهای نازخاتون ازدواج اجباری سمانه:این چه کاری بود کردی احمق، الان میخوای چه خاکی تو سرت
قصه کوتاه خرسی سارا کجا قایم شده داستانهای نازخاتون خرسی سارا کجا قایم شده ! یکی بود ، یکی
داستان کوتاه ساده دلها داستانهای نازخاتون ساده دل ها یعنی چی که تموم ارثی قراره خرج خیریه و مدرسه
داستان کوتاه چشمهای ارغوانی داستانهای نازخاتون چشم های ارغوانی ؛ اینجادیگرکجاست؟ تابهعمرمهمچینمنظرهتماشاییراندیدهبودم! خدایمن،دارمدرستمیبینم! اینهمهگیاهخبررساناینجاست؟ زمینسراسرپوشیدهشدهبودازگیاهیسیمگون رنگ،گوییانگاربرفآمدهاست! ناگفتهنماندساقههایسبزرنگاینگیاهاننیز
قصه کوتاه پیتر آرایشگر کوچولو داستانهای نازخاتون پیتر آرایشگر کوچولو ! یکی بود ، یکی نبود، غیرازخدا هیچکس نبود
داستان کوتاه آرزوی مستقلی داستانهای نازخاتون آرزوی مستقلی اه بابا ولم کنید بزارید هرکاری دلم میخاد بکنم دلم
داستان کوتاه کوچه مریم داستانهای نازخاتون کوچه مریم مامان ، مامان ، همینطورکه مامانو صدا میکردم از اتاق رد شدم
برای “آدمها”
چه آنها که برایت “عزیزترند”
چه آنها که فقط “دوستند”
خاطره های “خوب” بساز
آنقدر برایشان “خوب” باش که اگر روزی هرچه بود “گذاشتی” و “رفتی”
در “کنج قلبشان” جایی برایت باشد
تا هر از گاهی بگویند: “کاش بود”
هر از گاهی دست دراز کنند و بخواهند “باشی”
هر از گاهی “دلتنگ” بودنت شوند
می دانم “سخت” است ولی تو “خوب باش”
یک جرعه حال خوب مهمان نازخاتون باشید
ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید
استفاده از مطالب سایت نازخاتون فقط با لینک به سایت و ذکر نام نازخاتون مجاز می باشد